خانه > بهنام چنگائی > با بزرگداشت یکم ماه می روز سازندگان جهان … حرکت تاریخ و نقش خرده بورژوازی در آن (بخش٢)

با بزرگداشت یکم ماه می روز سازندگان جهان … حرکت تاریخ و نقش خرده بورژوازی در آن (بخش٢)

آوریل 15, 2012

در کشور ما ایران، این سرزمین ملازده ی ویران، کارگران و مزدبگیران بیش از دیگر شهروندان ما با این نظام تک قطبی درگیر و دچار تصادم و تناقض آشکار و تاریخی با آن می باشند؛

 زیرا: اسلام مدافع سرمایه داری ست و نه پناه کارگران و حامی برابری! حکومتی نا متعارف که خود به تنهائی صاحب کار اصلی و یاور کارفرمایان همه و یا اغلب رشته هاست و به همین دلیل نیز کارگران ما نسبت به دیگر همدران معمول و مرسوم خود در سطح جهان سرمایه داری، از این کاست روحانیت در راس قدرت، آسیب خورده و مشکلات فراوان تری دارند و آن: ارتجاع مسلح دین و ثروت هنگفت کشور است که: تنها مالک و کلید دار محرم آن دو، نظام حاکم و در یک کلام خامنه ای می باشد؛ او با داشتن اهرم مقتدر دین دولتی توانسته و هنوز با شکنندگی می تواند مستقیمن و از بالا بر همه ی امور روزانه نظارت کرده و بر علیه هر تحول طلبی اندکِ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ملی، اقلیت ها و به ویژه برابری حقوق زنان با مردان، اگر آن دگرگونی موافق اقتدار مطلق او نباشد، بسادگی مهرمخالفت قهرآمیز زند و قادر است به میل و اراده ی فراقانونی، و تنها با امتناع شخصی و رسمی خودش به نام ولی فقیه که نماینده خودساخته ی خداست، در برابر اراده مردم و یا هر اقدام اصولی و حتا دعاوی الهی، بایستاد و به یاری مقررات دیوانسالاری عصرصحراگردان، که دیریست ناظر و ناظم بر حیات عمومی کشور ماست، همچنان افسار جمع روحانی در راس و یا بیت اشتر سواران رهبری را با خود هم رای کرده و بقای استبداد دینی را، با منویات خود همگام و به دمبال بکشد و البته تاکنون هرگاه که لازم افتاده: هوشیارانه هرکه و هرچه را که متناسب تداوم راه و حفظ رهبری ارکان سیادت او نبوده باشد ترد، و یا در صورت لزوم، هرکدام ار مزاحمان دور و نزدیک را همانگونه که معروف همگان است، بیت نشینان اش، آن موانع را به دندان های تیز رهبر سپرده و پیگیرانه نیز در آینده هر منحرفی را همچنان خواهند  سپرد.
 و در این میانه بی عدالتی صِرف، طبقه کارگر از محرومترین طبقات فعال و سازنده، همیشه دست خالیست و همچنان، نیروی اصلی قربانی شده در بیدادگاه نظام سرمایه داری خلیفه ای و آن نظام پادشاهی بوده و می باشند. تناقض رژیم با کارگر کاملن نظری، ایدئولوژیک و در مبانی ست، اسلام بهره کشی انسان از انسان را حلال و مشروع می داند و این یکی از کانون های اصلی اصطکاک و دشمنی ابدی با تمام ادیان ابراهیمی ست و آنان همگی از آگاهی  کارگران به این واقعیت صریح وحشت دارند و بخصوص مالکان ایران از طغیان رنجبردگان ومستخدمان خود در هراسانند؛ و ناگزیر می دانند: انتخاب مسئولین کوچک و بزرگ ارگان ها و سازمانهای خدماتی، تولیدی و صنعتی(نظامی و امنیتی که جای خود دارد)، باید تابع وفا داری آنها به نظام، بر اساس شدت مخالفت با سازمان یابی کارگری منظور و هدایت شود، و درصد برگزیدگی در دستگاه، سرشت ستیز ِشخصیتی هرکدام روسا با تشکل های صنفی ـ طبقاتی، ارجح شمرده شده و برای استخدام و ورود هریک از آنان در ساختار های مخفی، مرموز و حتا ساده دولتی، تابع این روش است که رسمن منظور می دارند.

از آغاز پیدایش این رژیم غارتگر و جانی تاکنون، هر اقدام صنفی کارگران همچون خاری در چشم این دزدان سرمایه های کشور رفته و آنها بی پروا و وحشیانه با هر گونه خواست تشکل یابی و ایجاد نهاد مستقل و متحد کارگری بشدت مخالفت کرده و پایه و مایه  هرگونه تشکل صنفی را  ناشی از دید خطری دشمنانه، زیر (اراده چپ )دانسته و برای حفظ خود از گزند مبارزه طبقاتی و به تبع آن تامین منافع حیاتی خویش به عنوان صاحبان کشور و سرمایه های آن، هر تشکل کوچک اتحادیه ای را (که در نظام های متنوع بورژوا دمکراتیک، بزرگترین سازمان ها و سندیکاهای سراسری و متحد کارگران کاملن متدوال است) در دم متلاشی و رهبران آن را به بی رحمانه ترین شکل منکوب و یا بسیاری را به زنجیر کشیده اند.
همان سان که بسیاری از آن پیشروان بزرگوار کارگری، هم اینک در سخت ترین شرایط همچون سیاهچال های اعصار بربریت محبوس اند، تحمل چنان زندانی با کهولت بالا و یا وضعیت وخیم جسمی و بخشی با بیماری های کهنه ومزمن شده ی در زندان ها، هر کدام به نوعی و به جرمی بی اساس به بند کشیده شده و هنوز دست به گریبان با مقاومت در برابر ستم و بی قانونی می باشند و بسا: حتا محروم از دارو و درمان به موقع، و یا با عدم موافقت دسترسی به پزشک متخصص، اغلب نیز روبرو بوده اند و دیریست که این رژیم بی دین و مذهب و براستی فاسد و فاجر، آنان را، که پیکر و روان رنجورشان دهه ها زیر شلاق فقر، قوانین ظالمانه بهره کشی سرمایه و کار سنگین و طولانی، فرسوده گشته اند، بدین سان بدست قساوت قوانین قضا و مهر الهی ـ اسلامی می سپارند شان! « تا با این تنبیه و تهدید دهان کارگران را بدوزند»، کسانیکه: مالکان و خالقان اصلی سود زندگی و سرمایه های حاصل آن می باشند که درآمد اجدادیشان وارد خورجین یغماگران سارق داخلی و خارجی می شده است.
چرا زبان اسانلو را بریدند؟ زبان او را تنها بخاطر فریاد و اعتراض به فقر، بی حقوقی، ظلم، برابری خواهی، تقاضای دریافت مزد نه که کافی و رفاهی، بلکه تنها برای تحمل زندگی بخور و نمیر خود و همکارانش بود که بریدند؛ تا دیگر کارگران همفکر او حساب کار دستشان بیاید. آنها زبان یکی را بریدند و حالا شده اند هزارها! تا کی می تواند این نظام پلید سرمایه داری ـ اسلامی مبارزان پیشگام کارگری را این سان محبوس و مجبور به خاموشی کند و یا آنان را از کانون خانواده هایشان دزدیده و در زندان های نمور، کثیف و آلوده به بیماری خطرناک پوستی و عفونی، اسیر جاهطلبی سیری ناپذیر خود و کاسه لیسان بیت رهبری اش کند؟
 تردیدی ندار
د که با این همه تشکل ستیزی، عدم امکان سازمانیابی علنی و طبعن سرکوب جاری و سیستماتیک سالیان دراز از طبقه کارگر، غرورمندانه می بینیم که هنوز و عملن وزن اراده ی وحضور متشکل، متحد و مستقل پوشیده و علنی کارگران، با توجه به آمار اعتصابات و اعتراضات کارگری و بویژه آهنگ رشد آن در سال گذشته* و جاری بسیار بالاست، و ایستادگی بر علیه رژیم کارگرکُش با همه سرکوب ها و تصفیه های رسوا شکوه انگیز است، و راز آن در علائم شناخت و بیداری درست از نیرنگ های رژیم، تشدید درک همبستگی  طبقاتی و آگاهی از نقش بی بدیل و جایگاه مهم تاریخی آن، در میان کارگران است، که بوضوح و برجسته خود را نشان می دهد.
 و این آمار: فریاد عدالتخواهان دیگر در عدم ترس از تهدید به زبان بریدن هاست علیه ستمگری! و آن آغاز و ابتدای مبارزات تنها آنهائی ست که فعلن ناگزیر و دست به عصا، فقط بنا به غریزه و قانون صیانت نفس خویش از چنگال محرومیت ومرگ تدریجی، با احتیاط به میدان رودر روئی مستقیم با حکومت چپاولگران زندگی خود برخاسته و پا نهاده اند. در ایران نیز مانند هر گوشه از زمین سرریز ظلم و حق خوری، تضاد نیروهای(کار و سرمایه) بر اساس تجربه های تلخ تاریخی برایشان به خوبی آشکار است؛ نزاع بین آنها، نبرد بر سر بقا و تلاش برای بهره کشی هرچه بیشتر است. در ایران 33 ساله فقاهتی: نه نظام و نه کارگران فعلن نتوانسته اند منویات و مواضع سیاسی ـ اقتصادی خود را تثبیت، تقلیل و یا به نفع بردباری طرفین تعدیل نمایند.
 دامنه ی این نبرد قطعن در گستره کشور روز بروز نزج و ادامه آن تشدید خواهد یافت؛ مبارزه ای برابریخواهانه و سازش ناپذیر ولی سرنوشت ساز، بین این دو پدیده: یکی فربه، فرسوده و ناتوان، و دیگری چالاک، سازنده، پویا و رو به پیش! مقطع بسیار حساسی ست و عبور از این برهه، (نیاز به چرخ دنده های محکم شعور تاریخی حرکت، عواطف والای همبستگی انسانی و بلوغ نوعدوستی لایه های مرفه دانشگاهیان، متخصصان، فرهنگیان وهمه اقلیت های ملی و مذهبی و…  دارد) «تضمین همراهی همگان، همبستگی کلان حقوق بگیران، و اعتماد و باور به حکومت اکثریت نیروی کار یدی و فکری » راه چاره است؛ حمایت و پشتیبانی از نیروی پیشبرنده تاریخ به سود تحول برابر و همگانی و شکوفائی آینده اکثریت شهروندان ایران و نوع بشر است، اگرهمه با هم و دست در دست بپاخیزیم، و «تجربه های تلخ و خونین احزاب کمونیست در راس قدرت ِبلوک شرق را نه فراموش کرده، بلکه خوب و زشتی های آنها را چراغ راه آینده » خود سازیم و برای ساختن دنیائی دیگر و بهتر از آنها و حاکمان کنونی با اراده مشترک سیاسی با این اکثریت شرافتمند و زحمت کش، همرای و همگام شویم، آنگاه با هم خواهیم توانست قدرت سیاسی آتی را فله ای شدن نگهبانی و تسطیح آن را مشترک کنیم. و همین امروز هم با پرداختن و داشتن چنین همگاری بزرگ ائتلافی، می توانیم ما بدون نیاز زور و قهر، و فقط با فوت میلیونیمان بساط پاسداران جهل و جبر و فقر را فرو ریخته و ویران کنیم.
" ترس طیف گسترده راست از انقلاب و امید به نقش خرده بورژوازی"
 سرنگونی بساط متعفن ولی فقیه توسط اراده توده ای و کارگری تنها راه چاره مفید و آرامنده ای ست، که فرصت ساختن زیربنای محکم و همگانی را در یک ظرف سیاسی به نفع تمامی مردم کار، اندیشه ورزان و لایه های متخصص و متمول میانی فراهم می کند. این تغیر بنیادی همچنین زمینه تحولات عدالتخواهی و آزادیخواهی را در چشم انداز مبارزات مناطق مسلمان نشین نیز، تاثیر مثبت خواهد نهاد و گفتن ندارد که حاصل موفق آن به سود همبستگی کارگران و بشریت صلح طلب، در این جهان پرآشوب نیز می باشد.
اما طیف های راست صلحدوست و آگاه بدانند که مبارزه طبقاتی هنوز آغاز نشده، اما می رود که به جاهای حساس و باریکی کشیده شود؛ بیائید هوشیاری اخلاقی و تعهد انسانی در برابر مردمانی داشته باشیم که نسل ها و پی در پی، آنها جز فروش نیروی کار خود( آنهم در این بازار بی رونق وکساد بیکارسازی) حقوقی به نام انسان در این زندگی اسفناک نداشته و هنوز ندارند؛ بیائید با هم بیدار شده و دچار دور و تسلسل بیهوده نشویم، هشدارزیرا که: غرب و در راس آن امریکا و ژاندارم خاورمیانه اش اسرائیل، چه خواب ها که برای ما ندیده اند! آنها با ولایت آخوند مشکلی ندارند و تنها می خواهند با گوشمالی دادن و کنار نهادن طیف تندروها، بخشی از بی آبروترین های آنها کنار زده، و اراده سیاسی فعلی بگیرند و ان را به وابستگان خود شپرده و به جای ولی فقیه بگمارند(البته اگر خود ولی فقیه از همه گوش بفرمانتر نشود!)؛ گول نخوریم، امکان تکرار تراژدی فاجعه 57 بالاست.
بهررو: در نتیجه سکون بازار سود ِپول و ایستائی بلند رونق کار و تنگ نفسی سرمایه ی جهان بحرانی و رکود و انبار تولیدات بازاری، بدون بضاعت بازارخرید و به تبع آن جهش بیکاری واعتراض جهانی و…، بناست سرمایه مالی گلوبال با ترور و گوشمالی رهبران مستبد کشورهای نفت خیز و ثروتمند، صدام، قذافی، اسد و…بحران مالی خود را حل و به جانب آنها تعدیل کنند. فعلن ایران فقاهتی لجوج برایشان مناسبترین بهانه برای مشکل گشائیست، آنها متحدانه مصمم اند که دایره تحریم ها را که خیلی پیش از این آغاز کرده بودند، تا حد بستن راه نفس مردم ادامه داده و حلقه اش را دور گردن نداران که اکثریت اند تنگ کنند، تا طرح بی آبرو نخ نمای سرقت ثروت نفت و تملک اراده سیاسی کشور را که دهه ها پیش تر از این برای تصرف آن دسیسه های نا موفق چیده بودند، این بار اما به کام مراد خویش و با تضمین و
حمایت نیروهای داخلی وجهان غرب بدست آورند.
«دقت کنید!»
به گفته ایلنا: تنها 45%تا،35%کارگران تنها در تهران و 30% در سراسر کشور، ظرف سال جاری از حق زندگی که توسط همین کار کم درآمد ممکن می شد؛ کارگران را از نان درآوردن محروم کرده اند، یعنی یک سوم جمعیت شاغل از کارمحروم: و در نتیجه هم اینک این عده و خانواده های آنان هیچ امکانی برای تامین نیاز خانواده خود نداشته و بیکار شده اند! لازم به اضافه گوئی نیست: «سیر چنین جنایت سریعی علیه بشریت، برای نابودی حق زندگی این تعداد تا همین حد امروزین 30%»«همان کشیدن چاشنی انفجار مهیب و عظیم توده ایست که طیف راست رنگین و رفرمیست در قبال آن هیچ تعهدی ندارد و با بی شرمی فرصت طلبانه در حال گپ و گفت با آمریکا و یاران اوهستند تا برای چگونگی کنترل خشم  کارگران گرسنه و مطیع ساختن حقوق بگیران راه مقابله بیابند و مبارزه مستقیم آنان برای سرنگونی را تحریف، و بر این اساس: شاید بمب باران هم کمک خوبی باشد، همانگونه که فشار تورم و گرانی دارد و دخالت بشردوستانه هم در هر شکلی می تواند اطاعت از فرمان غرب توسط داخلی را دامن زند و همزمان با همین شیوه ها، بشود آنها و طیف اصلاحطلب، آسوده خاطر مشغول به آلترناتیوسازی از نیروهای میانی جامعه ی به دور خود شود.
گردانندگان و سازمانگران پشت پرده و علنی نشست های هامبورگ، اولاف پالمه درسوئد و اخیرن در واشنگتن آمریکا و…این گروه های متناقض، همگی لجوجانه و به عمد، از بالای شعور انتخاب مردم که همان عبور رسمی و عینی از کلیت نظام در 25  خرداد 88 بود، پریده و بی توجه به خواست روشن آنان، سعی در تحریف مبارزه توده ای، برای سرنگونی و باوراندن مردم به راه حل از بالای خویش به جای اقدام مستقل و متحد آنان اند، این گروه ها از تغیری که توسط کارگران و توده ها صورت گیرنن به نام انقلاب می ترسند و سعی می کنند مردم را به آشتی و سازش با وعده های خود و وابستگان رانده شده و ای بسا: مخفیانه حتا با طیف حاکم و یا با منحرفین ِمغضوب(طیف احمدی نژاد ـ مشائی) نیز رابطه داشته، و چنانچه مفید کسب کاسه لیسی افتد بدون حفظ اصول کنار خواهند آمد.
از طیف های راست لیبرال و لیبرال سکولار، تا ملی مذهبی ها، و سبز ملون اصلاحچی و "رفرمیست های دردا چپ"! همگی و یا عمدتن اینان: پایگاه و خاستگاه میانی اجتماعی دارند و ضرورتن می بایست شم ِهوشیار آنان، متناسب با هویت تاریخی طبقات و نقش هریک از نیرو ها در نبرد کنونی، به جانب پیشبرنده تاریخ متمایل و حساس باشند و طبعن اگر چنین می شد، نرمش عقلی و سمتگیری پپاتی خود را بیشتر به جانب اکثریت جامعه زیر ستم چرخانیده و معطوف می کرده بودند؛ تا انچه را که اینک هست نمی دیدیم؟!
 اگر خرده بورژوازی نقشی در راستای تحول تاریخ داشته باشد، تنها همین انعطاف  آگاه، معقول و اخلاقی به سوی اراده سیاسی کارگران است! اگر خرده بورژوازی تمایل به تعریف و تغیر زندگی بی هویت خود و حرفی برای گفتن و ثمری برای عرضه کردن و عملی آگاه برای پیش بردن در مبارزه ی شرافتمندانه طبقاتی گذشته تاکنون داشته است،  آن تنها و تنها: داشتن سهم و باورآگاه و تربیت کادر چپ و کمونیستی ست که برای نجات خود و بشریت از نظام انگل سرمایه، دهه ها در کنار مبارزات ضد استبدادی، ضدسرمایه داری و آزادی همگان جانفشانی ها کرده و همین امروز هم به همراه کارگران و زحمتکشان و دیگر نیروهای نوعدوست ودمکرات با هم بر علیه ساختار پوسیده و وحشی سرمایه تلاش کرده و می کنند؛ نه بیشتر؟!
 بهنام چنگائی ـ 26 فروردین 1391

مرور آماری بر اعتصابات و اعتراضات کارگران ایران در سالی که گذشت
سال (۱۳۸۹)، سال بد و فلاکت بار برای همه لایه های طبقه کارگر ایران
کار مشترک: احمد راستی، رضا رئیس دانا و امیر جواهری لنگرودی

http://www.rahekargar.de/interviews/2012-03-06_841_kargari.pdf

دسته‌ها:بهنام چنگائی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: