خانه > بهرام رحمانی > نشست ۵+۱ استانبول و توافقات آشکار و نهان آن چه کسانی را نگران می کند!؟

نشست ۵+۱ استانبول و توافقات آشکار و نهان آن چه کسانی را نگران می کند!؟

آوریل 17, 2012

bahram.rehmani@gmail.com 

 

روز شنبه ۱۴ آوریل 2012 – ۲۶ فروردین 1391، پس از پانزده ماه وقفه، دور تازه مذاکرات نمایندگان حکومت اسلامی ایران با نمایندگان آمریکا، فرانسه، انگلستان، روسیه ، چین و آلمان در استانبول – ترکیه برگزار شد.

سعید جلیلی دبیر شورای امنیت حکومت اسلامی ایران، دو روز قبل از این نشست، گفته بود ایران با ابتکارهای تازه ای در مذاکرات شرکت خواهد کرد. او اشاره ای به محتوای این مذاکرات نکرد. عباس عراقچی، معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه و علی باقری معاون سیاست خارجی و امنیت بین الملل دبیر شورای عالی امنیت ملی جلیلی را در این سفر همراهی می کنند. آنان صبح روز جمعه 13 آوریل وارد استانبول شدند.

حکومت اسلامی ایران، برخلاف گذشته که شرط مذاکرات را برداشتن تحریم ها دانسته بود، این بار هیچ پیش شرطی برای مذاکرات تعیین نکرد. هم زمان با این مذاکرات، به گزارش روزنامه کویتی الوطن، در خلیج فارس بزرگ ترین مانور نظامی هوایی آمریکا و چهار کشور خلیج فارس وقوع می یابد. این مانور از هشتم آوریل 2012 – بیستم فروردین 1391 آغاز شده و تا ۱۵ آوریل (۲۷ فروردین) ادامه دارد. در این مانور دو ناو هواپیمابر آمریکایی «یو بی اس اینترپرایز» و «یو اس اس ابراهام لینکلن» و ۲۰۰ هواپیمای جنگی از کشورهای آمریکا، عربستان سعودی، کویت، بحرین، و امارات متحده عربی حضور دارند. هدف از این مانور عملیات فرضی برای گشودن تنگه هرمز است.

برای انجام این مذاکرات پیشاپیش اقدامات دیپلماتیکی انجام شده بود که مهم ترین آن ها سفر رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به ایران و رساندن پیام باراک اوباما به رهبر حکومت اسلامی بوده است. در این پیام رییس جمهوری آمریکا، آیت الله خامنه ای را مطمئن کرده است که در صورت اثبات صلح آمیز بودن برنامه اتمی ایران از این برنامه حمایت خواهد کرد. پیش از آن نیز در مذاکرات بنیامین نتانیاهو و باراک اوباما در واشنگتن مساله ایران در مرکز دستور مذاکرات قرار داشت. اسرائیل معتقد است که ایران در برنامه اتمی خود هدف های نظامی را دنبال می کند و برای «تضمین امنیت» خود خواستار توقف این برنامه به هر صورت ممکن است.

محمود احمدی ‌نژاد، ضمن انتقاد از مذاکره کنندگان ۱+۵ که «همواره به طور یک طرفه از ایران مطالبات دارند»، گفت که مذاکرات آینده باید دو طرفه باشد.

احمدی‌ نژاد، یادآوری کرد که در دوره‌ های قبلی مذاکرات هم ایران پیشنهاد مبادله سوخت را دنبال کرده بود که طرف‌ های غربی آن را نپذیرفتند. او، گفت: «در موضوع هسته ‌ای، چیزی بیش از آن چه در چارچوب مقررات ان.‌پی.‌تی آمده، نمی‌ خواهیم.»

علی اکبر صالحی، روز یک شنبه ۲۰ فروردین – ۸ آوریل، در دیدار با نخست ‌وزیر پیشین ژاپن گفت که ایران در مذاکرات پیش رو «پیشنهادهای عملی» مطرح خواهد کرد.

هیات ایرانی که از صبح روز جمعه وارد استانبول شد، همان روز با احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه ترکیه، دیدار طولانی داشت و شب نیز جلیلی ضیافت شامی از جمله برای خانم کاترین اشتون برگزار کرد که مقاماتی از ترکیه نیز در آن حضور یافتند.

اما هنوز معلوم نیست که آیا جلیلی از سران حکومت اسلامی برای ملاقات جداگانه با رییس هیات آمریکایی اجازه گرفته بود یا نه؟ رییس هیات آمریکایی یک زن، خانم وندی شرمن است که نیکلاس برنز، دیپلمات آمریکایی دیگر که خود او در گذشته مذاکراتی با جلیلی داشته مقام مشورت خانم وندی شرمن را دارد.

وندی شرمن، معاون سیاسی وزارت خارجه آمریکا که راه اندازی سایت وزارت خارجه برای گفتگو با مردم ایران به ابتکار او بوده است. شرمن، سومین فرد در وزارت خارجه آمریکاست. شرمن، در مصاحبه ای که روز دوم آوریل با شبکه تلویزیونی دهلی نو انجام داد، گفت در صورتی که ایران به تعهدات بین المللی خود در قبال انرژی اتمی عمل کند می تواند از انرژی اتمی صلح آمیز بهره مند شود. او ضمن تاکید بر اثر بخشی تحریم های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، از وجود راه های گوناگون دیگر برای حل این مشکل سخن گفت و یکی ازاین راه ها را شیوه گفتگو و مذاکره دانست. با این حال او گفته باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا را نقل کرد که به ایران هشدار داده است: «دریچه مذاکرات تا ابد باز نیست.» او، افزود «آمریکا نیز مانند دیگر اعضای ۵+۱ بر آن ست که برای گشودن فضا برای متعهد کردن ایران به پاسخ گویی به خواست های جامعه بین المللی، باید هم زمان از دو مسیر ایجاد التزام و اعمال فشار حرکت کرد.»

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا نیز پیش تر درباره برنامه اتمی ایران گفته بود که هنوز زمان برای دیپلماسی از دست نرفته است اما لازم است ایران با ایجاد فضای سازنده برای رسیدن به نتایج مشخص در روندی مداوم بر سر میز مذاکره حضور یابد.

بن رودز، معاون مشاور امنيت ملی آمريکا در امور ارتباطات استراتژيک، گفته است: «اگر ايران واقعا در اين راستا گام بردارد، ما نيز در برابر به اقداماتی فکر می‌ کنيم که می ‌تواند جبران عمل آنان باشد. اما دوباره تاکيد می‌ کنم که ايران بايد در عمل اين مساله را ثابت کند و نه با حرف.»

آلکسی پوشکف، ریيس کميته امور خارجه پارلمان روسيه روز چهارشنبه گذشته اظهار داشت: «اين مذاکرات در حکم آخرين راه حل برای رسيدن به توافقی صلح ‌آميز نخواهد بود.» او، افزود: «ما معتقديم که اين مذاکرات بايد تا زمان رسيدن به نتيجه ‌ای مطلوب ادامه پيدا کند.»

خبرگزاری فرانس
ه گزارش داد: «از همان روز پنج شنبه، گروه «جی- 8»، هشت کشور بزرگ صنعتی، با صدور اعلامیه خود مبنی بر ضرورت پای بندی ایران به در پیش گرفتن یک «مذاکره جدی و سازنده» در استانبول، در حقیقت این پیام را به تهران فرستاده بود که آن ها در مذاکرات استانبول خواستار انعطاف پذیری بسیار حکومت اسلامی هستند.»

وزاری خارجه ۸ کشور عضو گروه جی ۸ در پایان اجلاس اخیر خود، به اظهار نظر در خصوص طیفی گسترده از مسائل از جمله ایران و سوریه پرداختند.

8 کشور در خصوص ایران ابراز داشتند که ایران مستمرا در انجام وظایف خود در قبال قطعنامه‌ های شورای امنیت سازمان ملل متحد و شورای حکام آژانس بین ‌المللی انرژی اتمی شکست خورده است و این امر منجر به نگرانی است.

وزاری جی ۸، هم چنین از ایران خواستند که وارد یک روند گفتگوی سازنده شده و طی یک روند گام به گام اطمینان جامعه جهانی را به خود جلب کند و بار دیگر از ایران خواستند که قطعنامه‌ های شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین ‌المللی انرژی اتمی را به اجرا درآورد.

8 کشور، هم چنین با توجه به گزارش ‌های آژانس در نوامبر و فوریه سال گذشته، نسبت به ابعاد احتمالا نظامی برنامه هسته ‌ای ایران به شدت ابراز نگرانی کردند و از ایران خواستند پروتکل الحاقی را فورا به اجرا درآورد.

وزاری خارجه جی ۸، اشاره ای نیز به حقوق بشر در ایران کرده اند و از حکومت اسلامی ایران خواسته ‌اند اصول پذیرفته‌ شده جهانی حقوق بشر را به اجرا درآورد و با فرستاده ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر همکاری کند.

 

بنابراین، لحن طرفین قبل از این نشست نسبت به نشست های قبلی ملایم و با بده و بستان های آشکار و نهانی همراه بوده است. علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه و رییس پیشین سازمان انرژی اتمی حکومت اسلامی ایران، در مقاله ای که روز جمعه ۲۵ فروردین 1391، یعنی یک روز پیش از آغاز مذاکرات، در روزنامه آمریکایی واشنگتن پست منتشر کرده با تاکید بر آن که ایران خواستار سلاح اتمی نیست، از طرف های مذاکرات روز شنبه خواسته است با رعایت حقوق مساوی و احترام متقابل به پای میز مذاکره بروند و همه طرف ها خود را متعهد به انجام گفتگوهای درازمدت و همه جانبه برای حل همه نگرانی های همه طرف های مذاکره بدانند. او، هم چنین شرط موفقیت این مذاکرات را تلاش برای بازسازی اعتماد متقابل از جمله میان ایران و آمریکا دانسته است.

فریدون عباسی، رییس کنونی سازمان انرژی اتمی حکومت اسلامی ایران نیز روز دوشنبه در سخنانی که به نظر می رسید به قصد آرامش خاطر غرب ایراد می کند گفت: «ایران سوخت با غنای ۲۰ درصد را بیش از نیازش تولید نمی کند، زیرا این اقدام به صرفه نیست. اما به تولید اورانیوم در سطوح پایین تر ۵/۳ درصد برای تولید برق ادامه می دهد.» این همان میزان مجاز غنی سازی اورانیوم برای مصارف انرژی و صلح آمیز است. عباسی، میزان نیاز به تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد را تا حدی دانست که به گفته او «پاسخ گوی رآکتور تهران و نیز سوخت رآکتور بعدی که قرار است در آینده تاسیس شود» باشد. رسانه ها و تحلیلگران غربی این سخنان را نشانه ای از تصمیم مقام های ایرانی برای رسیدن به توافق در مورد برنامه هسته ای این کشور با کشورهای غربی تعبیر کرده اند.

خبر آنلاین، سایت خبری حکومتی نیز در تحلیلی درباره سخنان رییس سازمان انرژی اتمی نوشت: «این اظهارات توانسته تا حدی موجب فروکش کردن فضاسازی رسانه ای یکی دو روز گذشته شود که بر ادعای عدم تلاش ایران برای رسیدن به توافق و استفاده از مذاکرات تنها به منظور خرید زمان مبتنی بود.»

این تغییر محسوس در لحن مقام های ایرانی در فضای پیش از مذاکرات، در تضاد شدید با لحن و محتوای مقام های حکومت اسلامی ایرانی در مذاکرات پیشین با نمایندگان ۵+۱ قرار دارد.

آخرین دور مذاکرات در ژانویه سال ۲۰۱۱ در استانبول از همان آغاز به شکست انجامید و متوقف شد. در این مذاکرات سعید جلیلی در آغاز مذاکرات اعلام کرد ایران دست از غنی سازی برنخواهد داشت. او در عین حال خواستار برداشتن کامل تحریم ها از ایران شد.

بعلاوه مهم تر از همه خامنه ای از اظهارات اوباما مبنی بر «پیگیری راه حل سیاسی در برابر تهدید به جنگ» توسط آمریکا در قبال ایران، رضایت خود را نشان داده بود. او، حتی ادعا کرد که در اسلام بمب اتم حرام است و ایران به دنبال ساختن آن نیست. رفسنجانی نیز آشکار پرچم مذاکره با آمریکا را بالا برد. همه این تغییر مواضع سران و مقامات حکومت اسلامی ایران در برابر غرب، نشان دهنده افزایش بحران های این حکومت است.

اکنون به نظر می رسد سران حکومت اسلامی، بیش از پیش احساس خطر می کنند و نگران آینده حاکمیت خود هستند از این رو، حاضرند به هر سازشی تن در دهند. فشارهای ناشی از تحریم ها، کاهش فروش نفت، سقوط آشکار وضعیت اقتصادی، ناتوان شدن شدید ارز ایران در برابر دلار، عدم مشارکت مردم در انتخابات اخیر مجلس، بالاگرفتن اختلافات درونی حکومت، جدی تر شدن تهدیدهای اسرائیل و آمریکا به استفاده از قدرت نظامی و غیره در تغییر لحن سران و مقامات حکومت اسلامی و فضای حاکم بر گفتگوهای روز شنبه و یک شنبه استانبول موثر بودند.

گفته می شود که در طول کم تر از شش ماه، ۴۰ درصد از بازار‌های صادراتی نفت خام خود و به همین نسبت ارزش برابری پول ملی را در نتیجه اعمال تحریم ‌های یک ‌جانبه آمریکا و اروپا از دست داده است، احتمال خیزش مردمی بسیار بیش تر از گذشته است و سران و مقامات حکومت اسلامی نیز بیش از گذشته نگران گسترش اعتصابات کارگری و اعتراضات مردمی هستند.

 

مذاکره ایران و شش کشور بزرگ جهان بر سر برنامه اتمی ایران، پس از یک روز کامل کاری در استانبول پایان یافت. دیپلمات های غربی نشست روز شنبه را سازنده توصیف کردند.

کاترین اشتون، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا که ریاست مذاکرات را برعهده دارد، در کنفرانس خبری که پس از مذاکرات در استانبول برگزار شد گفت قرار است مذاکرات میان نمایندگان کشورهای   ۵+۱ (پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت به علاوه آلمان) و هیات ایرانی، روز ۲۳ می – سوم خرداد در بغداد دنبال شود.

اشتون، مذاکرات را «سازنده و مفید» ارزیابی کرد. او خواستار ادامه همکاری ها به شکل «گام به گام» شد و گفت: «ما مایلیم به سوی گفتگوی پایدار حرکت کنیم تا بتوانیم گام های فوری و عملی برای اعتمادسازی برداریم.»

سعید جلیلی، مذاکره کننده ارشد هیات ایرانی نیز در کنفرانس خبری در استانبول گفت برخی اختلاف نظرها وجود داشت اما بر سر نکات مهمی توافق حاصل شد. او، هم چنین گفت مذاکرات پیش رو باید بر اعتمادسازی دوجانبه متمرکز شود.

 

خبرگزاری های بین المللی به نقل از دیپلمات ها، مذاکرات گروه ۵+۱ با نمایندگان حکومت اسلامی ایران در استانبول را مثبت ارزیابی کرده اند. خبرگزاری اسوشیتدپرس، به نقل از دیپلمات های نزدیک به مذاکرات می گوید دیدار استانبول در جهت حل اختلافاتی عمل کرد که مذاکرات پیشین درباره برنامه اتمی تهران را به شکست کشانده بود.

خبرگزاری اسوشیتدپرس، به نقل از یکی از دیپلمات ها که نخواست نامش فاش شود گفت به نظر می رسید که ایرانی ها به سوی هدف حرکت می کنند. او گفت گروه ایرانی در نشست استانبول به فتوای آیت الله خامنه ای درباره حرام بودن سلاح اتمی اشاره کرده اند. بخش بعدی مذاکرات پس از صرف ناهار، به شکل گفتگوهای دو جانبه برگزار شد. این دیپلمات غربی به اسوشیتدپرس گفته است: «به نظر من نسبت به دفعه قبل، فضا بسیار سازنده بود… و در مجموع مثبت بود. به نظر می رسد که جا برای مذاکرات بعدی وجود دارد.»

یک دیپلمات دیگر غربی مذاکرات روز شنبه استانبول را «یک روز کاری مفید» توصیف کرد و گفت ایرانی ها به نظر می رسد که به دنبال «یک روند جدی» در مذاکرات هستند.

این در حالی است که یک مقام با نفوذ ایرانی گفته است که ایران درخواست واشنگتن برای دیدار دوجانبه نمایندگان ایران و آمریکا در استانبول را رد کرده است. علاءالدین بروجردی، رییس کمیته سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس به اسوشیتدپرس گفته است: «هیچ گفت و گوی دوجانبه ای با نمایندگان آمریکا صورت نخواهد گرفت. شرکت در مذاکره دو جانبه با آمریکا در سیاست ایران نیست و ایران در قالب مذاکرات چندجانبه با آنان گفتگو خواهد کرد.» پیش تر خبرگزاری های ایرانی نوشتند که رییس هیات مذاکره کننده ایرانی به درخواست واشنگتن برای دیدار دو جانبه با نمایندگان ایران، پاسخی نداده است.»

 

روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» نوشت، از گفتگوهای اتمی استانبول نباید انتظار زیادی داشت و چنین به نظر می رسد که این گفتگوها نیز همانند مذاکرات پیشین هسته ای سرانجامی مثبت نخواهد یافت.

«هاآرتص» افزود، این حقیقت که دولت آمریکا نماینده ای با مقام و اعتبار سطح متوسط و نه بلند پایه را به استانبول گسیل کرد، خود نشانگر آن است که در «واشنگتن» هم انتظارات از گفتگوهای استانبول زیاد نیست.

در همین حال، «هاآرتص» نوشت، برخلاف دور گذشته مذاکرت، اکنون به نظر می رسد که حکومت ایران از قرار دادن پیش شرطی در مورد این گفتگوها خودداری کرده که این خود نقطه مثبتی است.

هاآرتص افزود، نباید فراموش کرد که به زودی آمریکا شاهد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود و از این رو باید در نظر داشت که پرزیدنت اوباما و دولت او، در مذاکرات هسته ای با ایران، تحت تأثیر این انتخابات و اثرات آن نیز هستند.

رهبران اسرائیل گفته اند که به مذاکرات «استانبول – 2» چندان خوش بین نیستند اما به برگزاری آن، فرصت لازم را می دهند. اما رهبر حزب اوپوزیسیون «کادیما» در اسرائیل، شائول موفاز در روزهای گذشته با انتقاد از سیاست های دولت پرزیدنت باراک اوباما در قبال برنامه اتمی ایران، که او آن را «ضعف اوباما» خواند، گفت: این موضع اوباما که اگر حکومت ایران تضمین دهد برنامه های هسته اش ماهیت نظامی ندارد، با برنامه اتمی صلح آمیز آن موافقت خواهد کرد، بسیار خطرناک است.

موفاز که خود متولد ایران است و به تازگی به رهبری حزب «کادیما» برگزیده شده، این سخنان را در مصاحبه ای با روزنامه «جروزالم پست» بیان کرد.

ناظران می گویند این انتقاد موفاز از اوباما بسیار نادر است؛ چرا که موفاز همواره لحنی مثبت نسبت به سیاست های پرزیدنت اوباما داشته است و این انتقاد نشان می دهد که در برابر اتمی شدن حکومت ایران، موضع نس
تا واحدی در اسرائیل وجود دارد.

شبکه خبری اسرائیلی «وای نت» نیز گزارش داد که نمایندگان کنگره آمریکا می گویند پس از انجام گفتگوهای هسته ای 5+1 با ایران، در مورد دور جدید تحریم ها علیه حکومت اسلامی تصمیم خواهند گرفت.

یک نماینده جمهوری خواه کنگره به شبکه خبری «وای نت» گفت، اگر گفتگوهای استانبول شکست بخورد، این به آن معنا است که زمان برقراری تحریم های بانکی و نفتی جدید علیه ایران فرا رسیده است.

 

مجلس نمایندگان آمریکا که تحت کنترل جمهوری خواهان قرار دارد، در ماه دسامبر گذشته، مجموعه ای از تحریم های سنگین نفتی و بانکی را علیه حکومت اسلامی به تصویب رسانده بود.

 

در این میان، جناح هایی از درون حکومت اسلامی تا اپوزیسیون راست پروغرب حکومت اسلامی و هم چنین حکومت اسرائیل، از نتایج مذاکرات اخیر مقامات حکومت اسلامی با گروه ۵+۱، به خصوص بده و بستان های نهان و آشکار حکومت اسلامی ایران و آمریکا نگرانند.

آن چه که به جناح بندی های درون حکومت اسلامی برمی گردد به نظر می رسد که مخالفت چندانی با مذاکره مستقیم با دولت آمریکا وجود ندارد. اما آن چه که مورد اختلاف و نگرانی آن هاست این است که کدام یک از آن ها دست اندرکار این مذاکرات خواهند بود. و این مذاکرات چه قدر در جامعه ایران طرفدار پیدا خواهد کرد. خامنه ای، رفسنجانی و احمدی نژاد، رسما و علنا نسبت به مذاکره با آمریکا چراغ سبز نشان داده اند و در عین حال با همدیگر بر سر تقسیم قدرت، کشمکش و جدل دارند.

برای مثال، در ایران سرتیب پاسدار محمد اسماعیل کوثری، نایب رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی ایران، امروز در مصاحبه با خبرگزاری «فارس» گفته بود که «نخستین سئوال مذاکره کنندگان ایرانی در مذاکرات امروز استانبول باید راجع به ترور دانشمندان هسته ای ایران باشد.»

پاسدار کوثری، افزوده بود که «جمهوری اسلامی به هیچ عنوان تعیین تکلیف غربی ها برای پرونده هسته ای را نمی پذیرد و به مسیر هسته ای شدن ادامه می دهد.»

احمدی نژاد نیز پنج شنبه در جنوب ایران گفت: «سرسوزنی از برنامه هسته ای خود عقب نشینی نمی کنیم.» اما وزیر خارجه ایران و نیز رییس سازمان انرژی هسته ای حکومت اسلامی ایران، سخنانی در روزهای اخیر بیان کرده اند که نشان دهنده نوعی آمادگی ایران برای نرمش و سازش است.

روزنامه «کیهان تهران» روز شنبه، در سرمقاله ای به قلم حسین شریعتمداری، مدیر مسئول آن و نماینده خامنه ای، نوشت: «در مذاکرات امروز استانبول، «سقف» انتظاری که آمریکا و متحدانش می توانند از ایران داشته باشند، صرف نظر کردن ایران از غرامت خواهی است و «کف انتظار» ایران از 5+1، جلب اعتماد جمهوری اسلامی است که لغو تمامی قطعنامه ها و تحریم ها (علیه ایران) گام اول آن است.»

اخیرا اکبرهاشمی رفسنجانی، در مصاحبه با فصلنامه مطالعات بین المللی چاپ ایران، از نامه ای سخن گفت که به آیت الله خمینی نوشته بوده و در آن هفت نقطه گرهی را در امور ایران تذکر داده که تنها به دست او باز می شده و یکی از آن ها رابطه با آمریکا بوده است. او در این مصاحبه، گفته است: «بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است.»

رفسنجانی در مصاحبه می گوید، در این نامه برای خمینی استدلال کرده است که: «مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آن ها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آن ها شویم. مذاکره می ‌کنیم، اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آن ها را پذیرفتیم، تمام است.» و سپس می افزاید: «آمریکا ابر قدرت در جهان است برای ما با اروپا چین، و روسیه چه فرقی دارد؟ اگر با آن ها مذاکره می کنیم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ مذاکره به معنای تسلیم نیست. مذاکره می کنیم. اگر قبول کردند….»

سخنان رفسنجانی، هر چند با مخالفت های برخی از طرفداران خامنه ای روبرو شد اما به نظر می رسد که  او این بحث را درست در زمانی پیش کشیده که خامنه ای نیز بر خلاف مواضع قبلی اش به طور غیرمستقیم نسبت به مذاکره با آمریکا روی خوش نشان داده است.

 

حکومت اسرائیل، به عنوان یک حکومت اشغالگر و جنگ طلب، همواره خواهان ادامه بحران در خاورمیانه بوده است تا موقعیت خود را حفظ کند اکنون یکی از ناراضیان مذاکرات اخیر است. به گزارش رادیو فرانسه، نخست ‌وزیر اسرائیل از نحوه ادامه مذاکرات اتمی گروه ١+٥ با ایران انتقاد کرد و گفت که موکول شدن دور بعدی گفتگوها به روز ٢٣ ماه می، باز هم مهلت دیگری به ایران خواهد داد تا غنی‌ سازی اورانیوم را ادامه دهد. در مقابل مسئولان ایرانی، با اشاره به نشست دیروز از «رویکردی مثبت» سخن گفتند. بنابر این گزارش، بنیامین نتانیاهو، نخست ‌وزیر اسرائیل، از این که دور بعدی مذاکرات گروه ١+٥ با ایران به بیش از یک ماه دیگر موکول شده، ابراز ناخرسندی کرد و گفت: «نخستین احساس من این ست که به ایرانی‌ ها هدیه داده ‌اند، چرا که بدین ترتیب ایران پنج هفته دیگر وقت به دست آورده تا غنی ‌سازی اورانیوم را بدون هیچ محدودیتی ادامه دهد.»

نتانیاهو، پس از
دیداری در شهر بیت ‌المقدس با سناتور آمریکایی، جوزف لیبرمن، بی‌ صبری خود را در مورد مذاکره با ایران نشان داد و گفت: «به نظر من، ایران باید بلافاصله همه فعالیت ‌های مربوط به غنی‌ سازی اورانیوم را متوقف کند، سپس تمامی ذخیره ی اورانیوم غنی‌شده ی خود را تحویل دهد و بالاخره تاسیسات اتمی قم (فردو) را برچیند.» نخست‌ وزیر اسرائیل افزود: «من هم چنان اعتقاد دارم که اولین کشور تروریست دنیا نباید فرصتی برای ساخت سلاح اتمی داشته باشد.»

حکومت اسرائیل که بارها با همسایگان خود جنگیده و هنوز هم سرزمین های مردم فلسطین را در اشغال خود دارد و حتی معترضین بین المللی این اشغال را نیز سرکوب می کند و می کشد و بزرگ ترین زرادخانه نظامی و سلاح های کشتار جمعی، از جمله کلاهک های اتمی دارد و در تروریسم نیز هم چون حکومت اسلامی ایران مهار فوق العاده ای کشب کرده است اکنون برای به راه انداختن یک جنگ خونین دیگری با حملات هوایی و موشکی به ایران این همه بی صبری می کند.

سناتور جوزف لیبرمن، رییس کمیته امنیت داخلی و امور دولتی سنا به تلویزیون سی.ان.ان گفت: … زمان آن رسیده که به رزمندگان آزادی سوریه کمک کرد تا بتوانند یک جنگ متعادلی را پیش ببرند. باید به آن ها کمک پزشکی و آموزش، تجهیزات ارتباطی کرد و سرانجام به آن ها باید سلاح داد. این باید بخشی از یک تلاش بین ‌المللی باشد… سناتور لیبرمن افزود: منافع استراتژیک ما در سوریه بسیار بیش تر و مهم تر از منافع ما در لیبی است… به نظر من منافع استراتژیک ما در کمک به مردم سوریه برای سرنگون کردن اسد، عظیم تر از آنچه در لیبی بود، می ‌باشد… اگر اسد توسط مردم سرنگون شود، یک ضربه فوق‌العاده استراتژیک برای رژیم ایران، و یک پیروزی عظیم برای سایر مردم خاورمیانه و ما نیز هست. زیرا رژیم ایران دشمن قسم خورده ماست.

جوزف لیبرمن، در سنا گفته است: «پنتاگون مشغول طراحی نظامی برای تسلیح اپوزیسیون سوریه است در صورتی ‌که دولت درخواست آن را بکند، طرح آماده باشد. ما در مورد رژیم ایران همیشه می‌ گوییم که همه گزینه‌ ها روی میز است، ولی در رابطه با سوریه باید بگوییم همه گزینه ‌ها روی میز است، به جز گزینه بی‌ عملی…»

 لیبرمن که ارتباطاتی نیز با برخی از سران اپوزیسیون راست ایرانی دارد طراح راه انداختن جنگ در راستای منافع و اهداف آمریکا و به خط کردن اپوزیسیون راست کشورهایی است که مردم آن کشورها به پا برمی خیزند تا دیکتاتورها را پایین بکشند و حکومت دل خواه خودشان را به وجود آوردند.

 

اما این تنها جناح های درونی حکومت نیستند که نگران از دست دادن امتیازات و کارت های برنده خود هستند. این نگرانی اپوزیسیون راست ایرانی را نیز که در سال های اخیر امید به قدرت رسیدنشان را به کاخ سفید، دولت های اروپایی و محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به این کشور بسته اند و در سال های اخیر از کنگره آمریکا تا استکهلم، از ایتالیا تا فرانسه و غیره نشست های نهان و آشکار با نمایندگان دولت های غربی برگزار کرده اند و از حمایت های مادی و معنوی آن ها نیز برخوردار شده اند قاعدتا اکنون به شدت نگران هستند که در صورت توافق نهایی حکومت اسلامی با گروه ۵+۱ و هم چنین دولت های غربی و در راس همه آمریکا، زیر پایشان شدیدا خالی خواهد شد.

اما برای نیروهای کارگری کمونیستی و گرایشات آزادی خواه که بیش از سه دهه است برای سرنگونی حکومت اسلامی و برقراری آزادی و برابری و عدالت اجتماعی رفاه در جامه ایران مبارزه می کنند و در عین حال مخالف محاصره اقتصادی ایران و حمله نظامی به کشورشان هستند و قبلا نیز همین سیاست را در رابطه با وقایع عراق، افغانستان و لیبی نیز اتخاذ کرده بودند. چرا که چنین سیاست هایی قبل از آن که به حاکمیت لطمه بزند مردم فقیر و مزدبگیران را به دلیل افزایش قیمت ها و تورم و گرانی و بی کاری زمین گیر می کند. به علاوه مهم تر از همه گرایشات کارگری کمونیستی، هیچ گونه رابطه ای با دول غربی و منطقه ای و بده و بستان با آن ها ندارند که از توافقات آن ها نیز نگران شوند و چنین روابطی را همواره افشا و محکوم کرده اند. تلاش های نیروهای کارگری کمونیستی و آزادی خواه که در سطح بین المللی با هدف جلب همبستگی با مبارزات مردم ایران و خواست های آن ها تلاش می کنند، از افکار عمومی بین المللی هم چون تشکل های کارگری، سازمان ها و احزاب چپ سیاسی، نهادهای انسان دوست، تشکل های زنان، دانش جویان و جوانان و غیره این است که به دولت هایشان وادار کنند تا به جای محاصره اقتصادی ایران و طراحی حملات هوایی و موشکی به این کشور، حکومت اسلامی ایران را در بایکوت سیاسی قرار دهند؛ سلاح و دستگاه های شکنجه و جاسوسی به این حکومت نفروشند؛ سران و مقامات حکومت اسلامی، به هر کشوری که پای گذاشتند به دلیل جنایت علیه بشریت دستگیر و تحویل دادگاه های بین المللی چون دادگاه لاهه دهند؛ سفارت خانه و کنسولگری ها و همه مراکز به اصطلاح فرهنگی – تبلیغی این حکومت را تعطیل کنند و آن ها را به دفاتری مصلحت گذاری با کارمندان معمولی تنزل دهند؛ به اعدام و سرکوب های حکومت اسلامی و نقض حقوق انسان ها در ایران جدی تر اعتراض کنند و… به این ترتیب، جنبش های اجتماعی سیاسی ایران چون جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویان و جوانان، نویسندگان و روزنامه نگاران و هنرمندان با دل گرمی بیش تری به مبارزه رهایی بخش خود می
پردازند و با قدرت طبقاتی خود نیز قادرند حکومت اسلامی را سرنگون و حکومت آلترناتیو خود را به حاکمیت برسانند. از این رو، هرگونه تلاشی در راستای اهداف و سیاست های رقبای جهانی حکومت اسلامی و تشکیل دولت در تبعید و شورای انتقالی و غیره از نظر اکثریت مردم آزاده ایران محکوم است. زیرا حرکت هایی ارتجاعی و غیردمکراتیک و در غیاب مردم و در بند و بست با دولت هاست.

اکنون بخش عمده سازمان ها و شخصیت های اپوزیسیون راست شکست «شورای هماهنگی راه سبز امید» را باور کرده اند و به طور کلی از جناح اصلاح طلب حکومت اسلامی ناامید و سرخورده شده اند، به دنبال راه های دیگری هستند. برخی از این اپوزیسیون، در تدارک راه‌ اندازی «شورای ملی» هم چون شورای ملی لیبی و سوریه هستند؛ برخی دیگر در پی تشکیل «کنگره ملی» می دوند. برخی طرح ایجاد «دبیرخانه اپوزیسیون و انتخاب دولت و رییس جمهور» البته «نمادین» توسط ایرانیان هم فکر خود در خارج از کشور را مدنظر دارند. شماری نیز به فکر تشکیل «جبهه همبستگی» اند و… این اپوزیسیون راست ملغمه ای از سازمان های ناسیونالیسی منطقه ای کردی، بلوچی، آذری، عربی گرفته تا شوونیست های سطلنت طلب، جبهه ملی، راه سبز امید، جمهوری خواهان ملی و سکولار، طیف توده – اکثریتی و شخصیت های سیاسی و فرهنگی وابسته به این گرایشات را شامل می شود. گروه هایی که هیچ کدام به معنای واقعی جایگاه و پایگاه مهمی در جامعه ایران ندارند تنها به قدرت رسیدن شان را هم چون اپوزیسیون راست عراق، افغانستان و لیبی در اهداف و سیاست های دولت های غربی و در راس همه دولت آمریکا و ناتو دنبال می کنند.

 

اما حتی اگر بر سر فعالیت های اتمی حکومت اسلامی ایران با رقبایش توافقی صورت گیرد باز هم اختلاف و رقابت آن ها بر سر تروریسم حکومت اسلامی، دخالت در عراق و افغانستان، لبنان و نقض حقوق بشر در ایران و هم چنین بر سر تحولات منطقه به ویژه سوریه که اصلی ترین متحد حکومت اسلامی است ادامه خواهد یافت.

سیدعلی خامنه ای، در دیدار روز ۲۹ ماه مارس 2012 خود با رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه، رسما اعلام کرد که: «با هر طرح آمریکایی برای سوریه» مخالف است.

هم چنین برداشتن تحریم ها نیز به صورت تدریجی و گام به گام صورت خواهد گرفت تا زمانی که طرفین در همه زمینه های مورد اختلاف به توافق برسند.

به علاوه هم اکنون بسیاری از شرکت ها از ایران خارج شده اند و یا توافقات خود را با ایران لغو کرده اند، احتمالا در آینده بسیاری از این شرکت ها، به ویژه بخش خصوصی علاقه ای به بازگشت به بازار ایران نخواهند داشت. حتی در زمانی که تحریم های اقتصادی بر علیه ایران نیز چندان جدی نبود باز بسیاری از شرکت ها به عرصه سرمایه گذاری در ایران جلب نشدند. یک عامل آن شاید این است که بسیاری از صنایع مادر و اقتصاد ایران دولتی و یا در دست ارگان های نظامی چون سپاه پاسداران قرار دارند و نمونه هایی وجود دارد که شرکت های وابسته به سپاه برخی از شرکت خارجی را وادار به خروج از عرصه های رقابت های سرمایه داری کرده اند.

در حقیقت سرمایه و سرمایه گذار به امنیت و ثبات و هم چنین نیروی کار ارزان نیاز دارد که اولی دومی، یعنی امنیت و ثبات برای سرمایه در ایران وجود ندارد در حالی که نیروی کار ارزان به وفور وجود دارد.

به علاوه یک فاکتور مهم در تلاش های سران و مقامات حکومت اسلامی برای مذاکره با آمریکا و توافق با گروه ۵+۱، این است که آن ها از خیزش های مردمی هم چون سوریه وحشت دارند. از این رو، سران حکومت اسلامی در تلاشند دست کم با عقب نشینی در مقابل غرب، کمی از بحران ها و فشارهای وارده بر خود را کم کند. اما حتی اگر فرض کنیم چنین توافقی هم صورت بگیرد که به این زودی ها نخواهد بود نه تنها تاثیری بر گسترش جنبش های اجتماعی و مبارزه آن ها علیه حکومت اسلامی ندارد، بلکه فضا برای مبارزه سیاسی – اجتماعی مساعدتر از حال خواهد شد. چون که تشدید تحریم های اقتصادی، تبلیغ مداوم حمله احتمالی به ایران که همواره مردم را وحشت زده و نگران می کنند کاسته می شود.

یک مساله مهم دیگر در رابطه با فعالیت های اتمی حکومت اسلامی این است که به جرات می توان گفت که بزرگ ترین آرزوی سران و مقامات حکومت اسلامی، دست یابی به سلاح های اتمی است. اما در عین حال این واقعیت را نیز نباید نادیده گرفت که حکومت اسلامی ایران، دانش و امکانات و ابزارهای ضروری تولید بمب اتم را ندارد. با سلام و صلوات و از راه های قاچاق و این که هرگونه حرکت حکومت اسلامی زیر ذره بین رقبای جهانی اش قرار دارد، نمی تواند به امکانات پیچیده اتمی دست پیدا کند. اگر خامنه ای می گوید بمب اتم در اسلام حرام است در واقع جام زهر را سر کشیده است. چون که تلاش های تاکنونی شان برای دست یابی به سلاح اتمی بی نتیجه مانده اما در مقابل این هیچ و پوچ، کشور را در معرض محاصره اقتصادی و احتمال حمله نظامی نیز قرار داده و فقر و فلاکت و گرانی و بی کاری فزاینده ای را نیز بر اکثریت مردم ایران تحمیل کرده است.

مگر بیش از چهل نیست که روس ها نیروگاه اتمی بوشهر را رسما و علنا و در چارچوب قوانین بین المللی می سازند و هنوز هم آن را به پایان نرسانده اند؟ بنابراین، چگونه حکومت اسلامی می تواند از راه های قاچاق و در حالی که در زیر کنترل و فشارهای بین المللی قرار دارد مواد و تکنولوژی حساس و پی
یده مورد نیاز تولید بمب اتم را تهیه کند؟ ادعای حکومت اسلامی در رابطه با غنی سازی اورانیوم و موشک هواکردن هایش همانند ادعاهایشان در رابطه با «ظهور امام زمان» شان است.

در سراسر ایران تنها یک نیروگاه اتمی در بوشهر وجود دارد که سوخت آن را هم روسیه طبق قرارداد چندین ساله به حکومت اسلامی ایران می فروشد. از سوی دیگر، ایران به سوخت اتمی نیازی ندارد. آن هم در حالی که ایران روی دریایی از نفت و گاز و غیره خوابیده است.

تاکنون سازمان ملل با صدور شش و آژانس بین المللی انرژی اتمی با صدور ۱۱ قطعنامه ایران را به رفع تردید ها و ابهام ها در مورد ماهیت برنامه اتمی اش فراخوانده اند. هم چنین تیر ماه ۱۳۸۷، مهر ماه ۱۳۸۸، آذر ماه ۱۳۸۹ به ترتیب مذاکرات ژنو یک، دو و سه برگزار شد و استانبول نیز در بهمن ۱۳۸۹ میزبان دور بعدی گفتگوها بود. نمایندگان حکومت اسلامی ایران و کشورهای مذاکره کننده موسوم به ۵+۱ قرار است بار دیگر در ۲۳ می 2012 ملاقات کنند.

هم اکنون نمایندگان حکومت اسلامی و گروه پنج به علاوه یک در حال بررسی و تعیین نقشه راه ادامه مذاکرات هستند. مذاکرات طولانی نمایندگان حکومت اسلامی ایران با گروه پنج به علاوه یک و دیدارهای دوجانبه آن ها در استانبول، بی تردید نحوه پیش برد مذاکرات آینده و دستور کار آن را در بر گرفته و در غیر این صورت نمی‌ توانست در فاصله کوتاهی زمان و مکان برگزاری نشست بعدی خود را تعیین کنند.

احتمالا در مذاکرات دور بعدی در بغداد، مسایلی مانند اجرای پروتکل الحاقی پیمان منع گسترش سلاح ‌های هسته ‌ای و صدور اجازه بازدید‌های سرزده به نمایندگان آژانس از تاسیسات اتمی ایران و کم کردن فشار تحریم های اقتصادی علیه ایران و… مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

از سویی عقب نشینی سران حکومت اسلامی از مواضع تاکنونی شان در رابطه با فعالیت های اتمی، چندان ساده نخواهد بود. یک دلیل آن کشمکش و رقابت های جناح بندی های درونی حکومت اسلامی است. حکومت اسلامی ایران، دست کم در طی دو دهه گذشته به‌ منظور دست یابی به سلاح های اتمی، میلیاردها دلار از سرمایه های جامعه ایران را بر باد داده است. این مبالغ هنگفت می توانست در سازندگی جامعه ایران بسیار موثر باشد.

حتی توافقات سران حکومت اسلامی با سران کاخ سفید نیز می تواند پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دگرگون شود. به ویژه اگر جمهوری خواهان به قدرت برسند احتمالا مواضع سختی تری علیه حکومت اسلامی اتخاذ خواهند کرد و نیز موضع اسرائیل را علیه حکومت اسلامی قوی تر خواهد کرد. بنابراین، حکومت اسلامی ایران، در باتلاقی که خودش درست کرده با هر تکانی بیش تر به قعر آن فرو می رود.

اما به نظرم مهم تر از همه، اعتصابات کارگری و خیزش های مردمی می تواند کلیه معادلات و توافقات حکومت اسلامی با رقبایش را بر هم بزند و دست کم سران و مقامات حکومت را در اتخاذ تصمیم های یک دست داخلی و بین المللی زمین گیر کند و فضای دیگری در جامعه ایران و رابطه آن با جهان به وجود آورد.

 

دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 – شانزدهم آوریل 2012

دسته‌ها:بهرام رحمانی
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: