بایگانی

Archive for the ‘شمی صلواتی’ Category

من و یادداشت های روزانەام!(کتاب)

فوریه 21, 2012 دیدگاه‌ها غیرفعال
دسته‌ها:شمی صلواتی

قلبی که از طپش باز ایستاد

ژانویه 24, 2011 دیدگاه‌ها غیرفعال

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:شمی صلواتی

بغض ها ترکید!

ژانویه 9, 2011 دیدگاه‌ها غیرفعال

بغض ها ترکید!
اشک سخن گفت
و صورتم به انتظار باران نشت،

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:شمی صلواتی

همه جا سکوت، سکوتی مبهم

دسامبر 28, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

همه جا سکوت، سکوتی مبهم
غریبه صدائی فریاد میزند مرا
زمزمه فریاد در گوشم
جادوی یک نگاه خیره در چشمم

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:شمی صلواتی

به من نگو، شاعر!

دسامبر 24, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

به من نگو، شاعر!
نه، رفیق!
من شاعر نیستم
من زحمهای کهنه عفونی شده ام
من درد طبقاتی،
……… رنجهای نسل سوخته ام

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:شمی صلواتی

نامه ای کوتاه به مادر شهلا جاهد

دسامبر 6, 2010 دیدگاه‌ها غیرفعال

سلام مادر! این آخرین هفته ای بود و شاید آخرین دیدار شما با شهلا ! ما هم دلمان خون است. در واقع جگرمان سوخت. اما اسم شهلا جاودانه شد.

بیشتر بخوانید…

دسته‌ها:شمی صلواتی