خانه > اسماعیل خودکام > اول ماه مه وعدم وجود حزب واقعی کارگران و همچنین عوامفریبی احزاب بورژوازی و خرد بورژوازی و روشنفکران به ظاهر چپ

اول ماه مه وعدم وجود حزب واقعی کارگران و همچنین عوامفریبی احزاب بورژوازی و خرد بورژوازی و روشنفکران به ظاهر چپ

آوریل 11, 2012

در شرایطی به استقبال اول ماه مه میرویم که کارگران در سراسر جهان با کسب تجارب سیاسی و با همبستگی بین المللی و با گسترش موج عظیم اعتراضی در اشکال مختلف علیه بورژوازی به میدان مبارزه آمده اند تا با خود آگاهی سیاسی و اتحاد عمل اینترناسیونالیستی کارگری ، نظام سرمایه داری را در هم کوبند.

نظام سرمایه داری  و حکومت های وابسته و قدرتمند سرمایه داری برای برون رفت و نجات خود از بحرانهای سیاسی اقتصادی دست ساختشان و همچنان در مقابله با شور وشوق و موج عظیم سوسیالیستی خواهی کارگران و جنبش آزادیخواهی و تداوم وسیع اعتراضات کارگری و در راستای چپاول و غارتگری هرچه بیشتر و جنایتکارانه تر، وضعیت نکبت بار و رقت انگیزی را توام با استثمار شدید و فقر و گرسنگی و … بر کارگران و توده های محروم جامعه تحمیل کرده اند و برای رسیدن به اهداف شومشان با پرورده کردن تروریست و تروریسم  و حمایت همه جانبه از تروریسم بین المللی ،جنگهای تجاری و ارتجاعی راه انداخته اند و در پی راه اندازی و بکارگیری شکل دیگری از جنگ های ویرانگر و خانمانسوز اتمی وکشتارهای دسته جمعی و محاصره های اقتصادی فاجعه بار بوده و هستند و در این راستا تلاشهای رذیلانه سرمایه داران در جهت بیکارسازی و بیکار نمودن هر چه بیشتر کارگران حربه ای است که آنها بدان چنگ میزنند تا هرچه بیشتر سرمایه خود را بیشتر تحکیم بخشند و خود را از موج اعتراضی و مبارزه بی امان طبقه کارگر برهانند.
و در ایران رژیم جمهوری اسلامی توسط بورژوازی و یک مشت مرتجعین دین پروراز همان روز تصرف و مصادره کردن انقلاب سال 57 حکومت دینی خود را به جامعه تحمیل کرد و همزمان ماشین جنایات جنگی و ویرانگر سرکوبگرانه اش را علیه طبفه کارگر به راه انداخت و علاوه بر تحمیل کردن وضع فلاکتبار سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بر جامعه ایران در اشکال مختلف و با وحشیانه ترین شیوه زنجیرهای به هم پیوسته جنایت و ترور را با بکارگیری تمام ابزار و امکانات سرکوب علیه کارگران ونمایندگان و رهبران واقعی کارگران را در بعد سراسری اماج حمله و یورش ددمنشانه خود قرار داده است ترور ، اعدام های دستجمعی ، کشتار و غلتان خون کردن کارگران خاتون آباد و دیگر نقاط کشور ، دستگیری ، شکنجه ، اعدام ، و دهها موارد دیگر تنها گوشه کوچکی از جنایت و برکت خداگونه رژیم جمهوری اسلامی ایران است .
این رژیم با ایجاد ارگانهای دست ساخت و ضد کارگری همچون خانه کارگر و شورای اسلامی کار جهت مداخله در تعیین و حفظ و کنترول سیاست های اقتصادی با پایین نگه داشتن سطح دستمزدها و با سیاست های جنایتکارانه و تحمیل دوران بربریت و قبولاندن بردگی اجباری با قانون کار مذهبی و تعیین حداقل دستمزدهای که مرگ کارگران را ممکن ساخته است شرایط  زندگی کارگران را به جهنمی تحمل ناپذیر تبدیل کرده است.
رژیم جمهوری اسلامی ایران هیچ حقی را به رسمیت نشناخته و نمیشناسد و چهره کریه و منفور و جنایتکارانه اش برای دنیا شناخته شده است در قرن بیست ویکم هنوز اول ماه مه  و حق تشکیل تشکل و اعتصاب  جرم سیاسی محسوب میشود کارگربودن و فعال کارگری بودن نیز جرم سیاسی است هنوز هم تعداد کثیری از کارگران به حکم کارگربودنشان دستگیر و  در سیاه چالهای مخفوف رژیم جمهوری اسلامی زیر شدیدترین و سخت ترین مجازات ها و شکنجه ها قرار دارند .
علیرغم تمام موانع های که بر سر راه طبقه کارگر در ایران بوده است طبقه کارگر دستاوردهای قابل توجه و ارزنده ای را کسب نموده است حضور فعالین و رهبران کارگری در صحنه های سیاسی و اجتماعی و پرتوانتر ظاهر شدن طبقه کارگر با خودآگاهی سیاسی و آگاهی به همبستگی طبقاتی در راستای مبارزه برای یک دنیای بهتر و زندگی انسانی واقدام برای ایجاد تشکل مستقل کارگری و مبارزه برای ریشه کن کردن مذهب که بزرگترین دشمن آزادی و مانع پیشرفت جامعه انسانی محسوب میشود و مبارزه و مقاومت و ایستادگی کارگران در اول ماه مه و همچنین پایبند بودن کارگران  به خواست و مطالبات سیاسی و…  بخش اصلی و اساسی مبارزه کارگران ایران بوده است که کماکان پایه های نظام دیکتاتوری سرمایه داری رژیم جمهوری اسلامی ایران را به وحشت انداخته است از اینرو مبارزه بی امان طبقه کارگر در ایران  به لحاظ قدرت سیاسی بازتاب گسترده و وسیع جهانی بخود گرفته و زبانزد مجامع بین المللی و خصوصا جامعه کارگری دنیا قرار گرفته است .
اما یکی از عوامل اصلی و اساسی و حتی تاریخی که باعث پراکندگی و عدم ایجاد تشکل کارگران و مانع پیشرفت بیشترطبقه کارگر در ایران بوده است عدم وجود حزب واقعی کارگران به رهبری خود کارگران و تاکتیک و سیاست های دوگانه و فریبکارانه احزاب و سازمان های کج رهبری بورژوازی و خرد بورژوازی های روشنفکرانه به ظاهر چپ و به اصطلاح به نام چپ و سوسیالیسم و کمونیسم و کمونیسم کارگری و… است که خود را قیم و پرچمدار طبقه کارگر معرفی میکنند و در عمل کاملا از منافع این طبقه فاصله دارند و علیرغم اینکه خودشان هم میدانند که تاریخ مصرفشان تمام شده است و کاملا غیر ضروری و بی مصرف شده وهستند وبیش از سه دهه است که در بهترین حالت و موقعیت ها امتحان خود را پس داده اند اما سودجویانه و بورژوامأبانه تمام مبارزه و فعالیت ها ودستاوردهای ما کارگران را هر کدام به شیوه ای فریبکارانه در راستای سیاست های سکتاریستی و فرقه گرانه سازمانی به ظاهرچپشان مصادره کرده و میکنند این مدعیان با وارونه نشان دادن واقعیت ها و با مواضع و جهت گیرهای تفرقه افکنانه اشان آگاهانه مانع وحدت و همبستگی طبقاتی و مانع تشکیل ایجاد تشکل واقعی کارگران شده اند .
بیشک کلید رمز رهایی بشریت یعنی سوسیالیسم واقعی کارگری درقدرت و توان ما کارگران است .
در این راستا لازم و ضروری بنظر میرسد که کارگران بایست هوشیارانه و با آگاهی و سازماندهی سیاسی و متکی به ن
یروی خود، نمایندگان و رهبران واقعی خود را در میان صفوف کارگران جستجو و انتخاب کنند و با برنامه و سیاست و تیوری طبقاتی خود ، تشکل مستقل کارگری را بوجود آورند و زمینه را هرچه سریعتر برای تشکیل واعلام حزب واقعی کارگران به رهبری خود کارگران هموار نمایند و این تنها راهی است که بایست پیمود .
زنده باد اول ماه مه
پبش به سوی تشکیل حزب واقعی کارگران به رهبری خود کارگران
زنده باد سوسیالیسم واقعی کارگری
کارگر اسماعیل خودکام
11.04.2012
یکی از دستگیر شدگان اول ماه مه سال 83 سقز و اول ماه مه سال 84 بوکان

دسته‌ها:اسماعیل خودکام
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: